الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

503

الغدير ( فارسى )

پيشرو اين جمال و كمال مىباشد . تا آنجا كه مىگويد : - خدا دين خود را به ولايت او كمال بخشيد ، و كجا مىتوان به شكوه و جلال او دست يافت ؟ - كسى كه خدا در طائف با او سخن گفت ، ترا از هرافتخارى بىنياز مىگرداند . - چه بسا كه جبرئيل براى خدمت به دو به آستانه‌اش رفت‌وآمد داشته است . - و در بابل به امر خدا ، آنجا كه شب دامن خود را مىگسترد ، آفتاب پس از غروب به خاطر او دوباره بازگشت . - و در غدير خم ، خبر غيبى رسيد كه خدا او را امير و پيشوا قرار داده است و همه بايد با او بيعت كنند . - هنگامى كه احمد مرسل به امر خدا به پا خاست و ضمن خطبه‌اى پيام خدا را رسانيد . - آنگاه فرمود : هركه را من پيشواى اويم ، حيدر پيشواى اوست ، و او وصى بلافصل من است . - بيدرنگ همهء مردم زبان به تبريك گشودند و همهء پارسايان و خداجويان با اشتياق بيعت كردند . - كجا فهم مردم به كنه اوصاف او رسد ؟ آيا ريگهاى بيابان را مىتوان شماره كرد ؟ شاعر قصيدهء صد و هجده بيتى ديگرى دارد كه در مدح امير مؤمنان عليه السّلام سروده و در آن چنين گفته است : - هركجا باشم ، تو همواره در برابر ديدگان من هستى و اين راه برحقى كه پيش گرفته‌ام ، بهترين راهها و روشهاست . - من آرزوى حيات دارم ، اما تو از من رويگردانى ؛ در نظر من ، مرگ از ناديدن چهرهء تو زيباتر است . تا آنجا كه مىگويد : - خدا دين خود را به محبت و ولاى على كامل گردانيد ، و آيا در بين مفاخر ، بالاتر از اين